با سلام! نقد و بررسی آواتار آخرین باد افزار رو شروع کردیم! به ادامه مطلب رجوع کنید!

توجه : این نقد حاوی کمی اسپویل (لو رفتن داستان) است!

نویسنده : مایک و برایان

کارگردان : دیو فیلونی

انیمیشن سازی : JM Animation

تاریخ پخش : 3 اسفند 1383

منتقد : مورگان بانون

اولین قسمت انیمیشن آواتار آخرین بادافزار...شروع یک حماسه ی داستانی

درواقع اولین قسمت ساخته شده قسمت « پایلوت - Pilot » بود که بیشتر آزمایشی برای کمپانی نیکلودین به حساب میومد تا نشون بده که این انیمیشن قابلیت اجرا شدن رو داره یا نه. [ سازندگان دنیای آواتار یعنی مایکل و برایان به عنوان تجربه ی اول در کار آواتار این قسمت را ساختن که هیچوقت از شبکه نیک پخش نشد ولی به عنوان قسمت اضافی آواتار آخرین باد افزار روی DVD قرار گرفت. بعضی از موضوعات در این قسمت با انیمیشنی که ما به عنوان آواتار می شناسیم فرق داره. اسم کاتارا ، کایا ست. مقدمه‌ی ابتدایی کاملا متفاوته و صداپیشه‌ی آنگ به جای زاک تایلر آیسن (Zach Tyler Eisen) میچل موسو (Mitchel Musso)ست. مدل لباس‌های ملت آتش هم شکل دیگری داره و ... میتونین این قسمت رو بگیرین و تماشا کنید ولی باور کنید ارزششو نداره.) قسمت جدید آواتار بعد از قسمت « پایلوت - Pilot » و دیدن تغییرات ایجاد شده در طراحی، صدا پیشه ها و حتی سبک انیمیشن که به خاطر منتقل شدن از انتشارات مجله‌ی Tin House به شرکت انیمیشن سازی JM Animation رخ داده بود خیلی جالب و دیدنی بود. واقعا فکر نمی کنم آواتار، انیمیشنی مشابه با خیلی از چیزهایی که اونا در قسمت « پایلوت - Pilot » بهش پرداخته بودن باشه. به هر حال تغییرات ایجاد شده عالی بودن. خود این قسمت در معرفی ما با دنیای جدید انیمیشن و نشون دادن این مفهوم که آدم ها میتونن عنصر افزاری کنن و اینکه آواتار اصلا چیه عملکرد معرکه ای داشت.

روی مقدمه ی تمدید شده در این قسمت بخصوص با گویندگی کاتارا و حتی نشون دادن کمی از جزئیات آنگ در صحنه ی صخره ها که نه تنها در مقدمه ی آغازین بلکه در شروع همه ی قسمت های دیگر انیمیشن هم وجود داشت به خوبی کار شده بود. برگردیم سر موضوع معرفی دنیای جدید انیمیشن. اینکه چرا این قسمت در این زمینه به خوبی عمل کرده بود به خاطر اینکه از یک مکان خیلی دور افتاده و برهوت داستان شروع شد، در همون چند دقیقه ی اول یک عنصر افزار روا دیدیم که آغازگر ماجرا بود و متوجه شدیم که هر کسی نمی تونه عنصر افزار باشه. شروع شدن انیمیشن در قبیله ی آب جنوبی روش فوق العاده ای برای شروع داستان بود. مکانی که بعدا متوجه میشم توسط جنگی که همچنان ادامه داره ویران شده و این به خاطر ناپدید شدن قهرمان اصلی داستانه. و اینکه این قهرمان هم اکنون از بین این همه جای دیگه سر از قطب جنوب در آورده آغاز قشنگی میتونه باشه. روشنه که این به عنوان اولین قسمت از آواتار آخرین باد افزار الان دیگه یکم قدیمی و از مد افتاده به نظر می رسه. به طور کلی انیمیشن در مقایسه با تقریبا تمام قسمت های دیگه ساخته شده توسط JM Animation از قابل مقایسه نیست. چیزی که این انیمیشن نشون میده اینکه چقدر این جست و خیز ها و ماجراجویی هایی که ساخته شده وقتی که ماجرای داستان پیش میره بزرگ واقع می شه. شرکت JM Animation سه قسمت آخر پابان انیمیشن رو ساخت که حیرت انگیز بود و این نشون میده که این انیمیشن بدی نیست و آغازگر سراسر سبک طراحی آواتاره و نشان دهنده ی اینکه چقدر این داستان شگفت انگیزه و چقدر در ادامه شگفت انگیزتر میشه.

 رنگ های مرتعش و شخصیت های کامل و پخته در این داستان جز قسمت های برجسته و قابل توجه هستن. بحث از شخصیت ها شد، باید بگم که این شخصیت ها از قوی ترین بخش های این قسمت آغازین به حساب میان. انیمیشن آواتار تمایل و گرایشی را بوجود آورده که تا همین الان ادامه داره و وجود شخصیت ها و نحوه ی معرفی اونا بسیار خوب انجام شده. ساکا و کاتارا در کنار هم معرفی شدن و به واسطه ی رابطه ی خواهر برادری شون نه تنها به نقششون در قبیله شون پی بردیم بلکه کم و بیش فهمیدیم به عنوان شخصیت های یک داستان دقیقا کی هستن و همه ی اینها در همان صحنه ی آغازین دیده شد. مسئله ی مهم اینجاست که این دو به عنوان شخصیت های یک انیمیشن خیلی واقعی و زنده به نظر میان و روابط خواهر و برادرانه ی آنها مثال زدنی ست.

دیدیم که ساکا تنها پسر جوان قبیله ست. اون فکر میکنه که یک جنگجوی فوق العاده ست ولی اینطور نیست البته ویژگی هایی که یک جنگجو بشه رو داره ولی مهارت هاش در این زمینه ناقصه. این دیدگاه تا زمانیه که می فهمیم چرا اون انقدر مشتاقه که بقیه رو تحت تاثیر قرار بده ولی وقتی متوجه می شیم ، اینجور رفتار های شکاکانه و پارانوئیدیش کاملا جور در میاد. کاتارا تنها آب افزار قبیله ست. اون هیچ استاد عنصر افزاری نداره و مجبوره خودش به خودش حرکت ها را یاد بده. تمام داستان اون در طول کل سری مربوط به امیده. اون امیدواره که جنگ تموم میشه. امیدواره که آواتار بر میگرده. برای اون و برادرش، که به عنصرافزاری و چیزهای روحانی زیاد اعتقاد نداره، اینکه اون تنها کسانی هستن که آنگ را پیدا کردن عالیه. خود آنگ هم خیلی خوب معرفی شد. تفاوت در شخصیت های تمام قبیله ی آب و آنگ، به عنوان یکی از عشایر باد ، به طور واضح دیده میشه . آنگ یک بچه ی خوشبین و شنگول و عاشق بازی و سرگرمی که بعدا معلوم میشه دقیقا همون چیزیه که کاتارا بهش احتیاج داشته - از اونجایی که اون تمام خلق و خوهای بامزه ی خودش رو به خاطر مسئولیت هایش از دست داده بود - اینکه آنگ از هر دوی ساکا و کاتارا کوچکتره ولی به خاطر سفرهاش بازهم درباره ی کل جهان بیشتر اطلاعات داره و نیز تاثیر گذاره.

یکی از اولین جمله هایی که از اون میشه به کل شخصیت آنگ پی برد : میای با من بریم پنگوئن سواری؟ و بعد میریم سراغ زوکو و آیرو که به عنوان ضد قهرمانان داستان معرفی شده بودن. بلافاصله متوجه می شیم که زوکو بیشتر مطرحه تا آیرو - مخصوصا بعد از اینکه چشم اون رو دیدیم - در حالیکه آیرو فقط اونجاست تا به زوکو کمک کنه. زخم ، خشونت ، انگیزه و البته « افتخار». اینا چیزهایی هستن که زوکو را از همون اول جالب کردن. درباره ی خود این قسمت تا اونجایی که داستان پیش میره چیز زیادی نمیشه گفت. قسمت آغازین عالی بود . خیلی خوب ما رو با شخصیت های اصلی آشنا کرد و تونست تا قبل از پایان قسمت موضوع اصلی طرح داستان رو روشن کنه. این قسمت به عنوان یک قسمت از کل انیمیشن چیز زیادی در بر نداره ولی به عنوان یک قسمت نخست کارش را به خوبی انجام داده.

نظر شما چیه؟

با ما در بخش نظرات در میون بزارید!


مترجم : (فاطمه)

All Rights Resaved © AvatarWorld.Blog.ir 2016

(هرگونه کپی برداری و نقل قول از اخبار و مقالات این سایت تنها با ذکر نام سایت و نویسنده مجاز می باشد)