با سلام! امروز با نقد و بررسی کمیک آواتار آخرین باد افزار شمال و جنوب : بخش اول (ATLA - North And South : Part 1) در خدمتتون هستیم! به ادامه مطلب مراجعه کنید!

توجه : این نقد حاوی کمی اسپویل (لو رفتن داستان) است!

نویسنده : ژنه لوئن یانگ

طراحی و رنگ آمیزی : تیم گوری هیرو

حروف چینی : مایکل هیسلر

منتشر شده توسط : دارک هورس

منتقد : مورگان بانون

بعد از 6 ماه طولانی یک سری جدید کمیک بالاخره منتشر شد. که البته خوب بود. پیش بینی کردن و تو خماری موندن همیشه باعث میشه که آخرش کمیک بهتر از آنچه انتظارشو داشتیم از آب دربیاد با این وجود، این فقط یک قسمت از سه گانه‌ی کمیک بود و مثل وقتایی که لازمه با یک ماجرای جدید شروع بشه و همه چیز رو به هم وصل کنه و در نهایت با یک پایان بزرگ خاتمه پیدا کنه این قسمت اصلا قرار نبود کاری کنه که مغزمون سوت بکشه.

بخش اول کمیک «شمال و جنوب» طراحی خیلی عالی داشت. به طور کلی روی نویسندگی و پویایی شخصیت ها به خوبی کار شده بود و البته از اونجایی که داشتیم برای اولین بار بعد از قسمت دوم کتاب اول انیمیشن به قطب جنوب برمیگشتیم، کلی صحنه های نوستالژیک توش گنجونده شده بود. تنها اشکالی که میشه ازش گرفت اینکه این سری قبل از اینکه واقعا به جاهای خوب و حساس داستان برسیم تموم شد. با اینکه این مدل کمیک ها اغلب حس پیش بینی افراد رو برمی انگیزند، توی این یکی احساس می شد که نمی تونیم چیزهای زیادی رو در فاصله‌ی زمانی بین بخش اول و دوم پیش بینی کنیم. لطفا اشتباه برداشت نکنید. این فقط یه کتاب ـه. یک کتاب بی جان! و نباید انتظار داشته باشید که کاملا شما رو در خودش غرق کنه.

اینبار با کار طراحی کمیک شروع می کنیم. رنگ آمیزی در این سری واقعا چشمگیر بود . هر چند معمولا طراحی و رنگ آمیزی کمیک – با وجود اینکه همیشه تاثیر گذار و مهمه – نادیده گرفته می شه ؛ ولی اینبار کار رنگ آمیزی واقعا جلب توجه می کرد.کلی سایه های مختلف آبی رنگ و مخلوط ِ بی نظیری از رنگ سفید و آبی در سراسر کمیک به چشم می خورد. آب راکد ، یخ ، برف ، لباس های مردم قبیله‌ی آب و تقریبا همه چیز در یک مایه رنگ بود ولی با این وجود همه چیزش به هم می آمد و چشم رو خسته نمی کرد. تنها مشکلی که با طراحی کمیک داشتیم این بود که در بعضی جاهای داستان یک سری چهره ها رو می دیدیم که فاقد جزئیات بودند . این چهره ها به قدری بزرگ و واضح کشیده شده بودند که به نظر می رسید باید نقشی در داستان داشته باشند ولی عملا فقط به عنوان پس زمینه‌ی کمیک به کار گرفته شده بودن.

همانطور که اشاره شد ما داشتیم پس از مدت زمان طولانی برای اولین بار به قطب جنوب بر میگشتیم و این مسئله کمیک رو سراسر پر از صحنه های نوستالژیک کرده بود. چقدر خوب بود که می دیدیم با کاتارا و ساکا مثل افرادی بزرگ و مشهور برخورد می شه. همه ی شمالی و جنوبی ها اونا و دستاوردهاشون رو به عنوان جزئی از تیم آواتار می شناسن و ازشون استقبال می کنن. همگی شاهد تجدید دیدار ساکا و کاتارا با اعضای جدید و قدیمی خانواده شون شدیم. دوتاشون رو در حال مواجه شدن با شرایط خونه‌ی جدیدشون که اکنون با گذشته خیلی فرق کرده بود می دیدیم.و اینجاست که موضوع اصلی طرح داستان جلوه میکنه. کمیک در کل درباره شخصیت ها‌ی مختلف و واکنش هر یک نسبت به این تغییرات جنوب بود. شمالی هایی که برای زندگی به جنوب آمده بودن و داشتن سعی میکردن تا اونجایی که امکان داره جنوب را شبیه به شمال کنن. حتی بعضی از مردم جنوب هم از این پیشرفت راضی بودن. مثل ساکا که از اینکه خونه اش تبدیل به یک شهر بزرگ شده بود خوشحال به نظر می رسید ؛ که البته کاتارا به او حق می داد ولی کم کم به مقابله کردن به تغییراتی که در حال حاضر ایجاد شده بود و اونهایی که در آینده قرار بود ایجاد شود پرداخت.

ما با سه شخصیتِ اصلیِ جدید هم آشنا شدیم: مالینا، مالیک و گیلاک

مالینا و مالیک اهل شمال بودن و مسئولیت ساختمان سازی ها در جنوب را بر عهده گرفته بودن. مالینا در اجرایی نقشه های تغییرات رابطه نزدیک و مستقیمی با هاکودا داشت. گیلاک یکی از سربازان هاکودا در طول جنگ بود. او یک میهن دوست واقعی جنوبه که شدیدا با کارهایی که شمالی ها در جنوب میکردن مخالفه. و کار کمیک در زمینه ی نشان دادن این دیدگاه های متنوع عالی بود: کسانی که به طور افراطی به یک سمت جبهه گیری کرده بودند.یا کسانی که شاید از همه زوایا با این قضیه نگاه نمی کردن ولی فکر می کردن که این پیشرفت خوبه. و یا بقیه‌ی کسانی که از جمله کاتارا به تدریج شروع به نارضایتی با آنچه که بر سر خونه شون اومده بود کردن. بیشتر از این وارد جزئیات نمی شم چون واقعا چیز زیادی برای صحبت وجود نداره.

یک سری صحنه‌ی اکشن هم دیدیم ولی هیچ کدام آن چنان نفس گیر نبودن. در درجه ی اول کاتارا و تا حدودی ساکا در طول داستان شروع به درخشیدن کردن و تجربه هایی که اونا از تمام سفرهایشان کسب کرده بودن به طور کاملا واضح نشان داده شد. ولی همونطور که پیش از این اشاره کردیم کمیک، قبل از اینکه اتفاق بزرگی از راه برسد تمام شد.

این قسمت از کمیک بیشتر روی بازگشت کاتارا و ساکا و معرفی شخصیت های جدید تمرکز کرده بود و البته آشنایی با دیدگاه های مختلف افراد ، درباره تغییرات ایجاد شده در جنوب که به راه اندازی جنگ خاتمه پیدا میکنه. مطمئنا در بخش های دوم و سوم به این موضوع بیشتر پرداخته خواهد شد.


سخن آخر

تمرکز و تعامل شخصیت ها به همراه کار طراحی عالی و نوستالژی قوی، این کمیک رو به یک داستان دوست داشتنی و لذت بخش تبدیل کرده بود. دیدگاه های مختلف درباره آنچه که در جنوب به وقوع پیوسته بود بدون شک جالب ترین جنبه ی این کمیک رو به خودش اختصاص داده بود که فقط امیدواریم در بخش های بعدی بیشتر به این موضوع بها داده بشه.


نظر شما چیه؟

با ما در بخش نظرات در میون بزارید!


مترجم : (فاطمه)

All Rights Resaved © AvatarWorld.Blog.ir 2016

(هرگونه کپی برداری و نقل قول از اخبار و مقالات این سایت تنها با ذکر نام سایت و نویسنده مجاز می باشد)