با سلام! امروز با نقد و بررسی کمیک آواتار آخرین باد افزار شمال و جنوب : بخش دوم (ATLA - North And South : Part 2) در خدمتتون هستیم! به ادامه مطلب مراجعه کنید!

توجه : این نقد حاوی کمی اسپویل (لو رفتن داستان) است!

نویسنده : جین لوئن یانگ

طراحی و رنگ آمیزی : تیم گوری هیرو

حروف چینی : مایکل هیسلر

منتشر شده توسط : دارک هورس

منتقد : مورگان بانون

اول از همه از انتشارات دارک هورس تشکر ویژه دارم که کمیک رو زودتر از موعد در اختیار من قرار داد تا من هم بتونم نقدی زودتر از موعد رو منتشر کنم.

این نقد بدون اسپویل خواهد بود و از لو رفتن بخش های حساس و بزرگ داستان جلوگیری شده ولی در مورد بعضی چیز هایی کوچک حرف زده شده. من تمام تلاشمو میکنم تا درمورد کمیک بدون این که داستان واستون لو بره بگم. ولی اگه شما خیلی رو اسپویل حساسین از الان هشدار میدم که این نقدو نخونین.نگین نگفتی.

شمال و جنوب: بخش دوم، بخش وسطی این آرک ـه و بخاطر همین باید چه انتظاراتی از این بخش داشته باشیم؟ نظر شخصی من اینه که این کمیک بسیار عالی نوشته شده و شخصیت هایی که می شناسیم خیلی خوب تو داستان جا شدن و شخصیت های جدید وضعیت بهتری از بخش اول این آرک دارن.

الان احساس میکنم که میدونم مالینا مالیک و گیلاک واقعا کی هستن چون بخش اول فقط یه اشاره های کوچکی بهشون کرد. مالینا واقعا قصد کمک به جنوب رو داره و نیتش پاکه. کتاب در نشون دادن این که مالینا نسبت به روز اولی که به جنوب اومد تغییر کرده ، عالی عمل کرده. جدا از اینکه اون الان چه احساسی داره دیدن و تجربه جنوب نقشه ها و افکارشو  برخلاف برادرش تغییر داده. همانطور که انتظار میرفت مالیک شخصیتی‌ـه جنوب رو دوست نداره و بخاطر خیلی چیز هایی که تو شمال هست ولی تو جنوب نیست، اون بیشتر به فرهنگ متمدن تویه فیلم ها علاقه داره. 

کمیک ترکیب برادر خواهری رو خیلی عالی به تصویر کشیده. این بخش کمیک رو دوست دارم که اونارو بی طرف نشون میده نه اونا قصد آباد کردن جنوب رو دارن و نه قصد استفاده بی رحمانه از منابع طبیعی جنوب. مطمئن هستن که اطلاعات جدیدی به زودی از این شخصیت ها تو بخش های دیگه به دستتمون میرسه. خیلی خوشحالم که هر دو نفر جوری به تصویر کشیده شدن که شبیه هم هستن ولی با هدف هایی متفاوت برای جنوب. این بخش هم دوست دارم که کمیک خواننده رو وادار میکنه تا  درباره قصد و نیت ملینا و مالیک فکر کنه. موضوع اصلی این قسمت در مورد گیلاکه که از کیفی که در بخش اول دزدیده استفاده کرده تا به همه حقیقت در مورد ملینا و مالیک رو نشون بده و اونارو از قصد واقعیشون با خبر کنه. لحظات حساس نحوه واکنش شخصیت ها به این قضیه و تغییر دیدگاهشون هست.

گیلاک، اصلی ترین مخالف داستان، که رهبری گروه وفاداران جنوبی رو برعهده گرفته بود کسیه که علیه کارایی که مالینا و مالیک میکنن دست به مبارزه زده. با این حال به نظر نمی رسه گیلاک و گروهش یه تهدید جدی به حساب بیان. با وجودی که در بخش اول دیدیم نصف ارتش گیلاک، ساکا و کاتارا رو تعقیب میکردن یا حتی توی این بخش از کمیک هم هیچ ملایمتی تو صحنه های نبرد با اونا ندارن ولی باز هم طرز فکری که گیلاک درباره شمال و جنوب داره واقعا برجسته و تاثیر گذاره. جالبه که حتی میشه عصبانیت ش رو موقع صحبت کردن و توی موقعیت های مختلف داستان حس کرد. به گفته ی اون زمانی که جنوبی ها داشتن دست تنها در برابر ملت آتش مقاومت میکردن شمالی ها فقط پشت دیوارهای یخی شون قایم شدن و هیچ کاری نکردن.اونا بودن که جنگیدن و تونستن آزادی شونو پس بگیرن ولی برای این پیروزی بهای سنگینی رو توی جنگ داده بودن و حالا چیزی که از غنیمت جنگی گیرشون اومده اینکه شمالی ها بیان اینجا و از موقعیت جنوب برای کنترل کردن اون ها به نفع خودشون استفاده کنن.

می‌بینیم که حق با گیلاکه و نظریه ش کاملا منطقیه و همین هم کشمکش داستان رو جذاب تر میکنه. آخه ما هیچوقت دلیل خوبی واسه اینکه چرا شمالی ها در دوران جنگ کنار کشیده بودن پیدا نکردیم و بنابه دلایلی بعضی از شخصیت ها مثل مالیک به جنوبی ها واقعا به چشم آدم های وحشی نگاه میکنن و اونجا بود که فهمیدیم داستانی که تاد (شاید این شخصیت رو به یاد نیارید. همون فرد قصه گو که موقع فرار ساکا و کاتارا از دست گروه وفاداران جنوبی اونا رو معطل کرد) در بخش اول داشت برای ساکا و کاتارا تعریف میکرد واقعا مهم بوده. 

این که جنوب الان زیر چتر حمایت شمالی هاست فقط یک جنبه‌ی قضیه‌ست.با توجه به اینکه شمالی ها مسئولیت کارهای مهم را در جنوب به دست گرفتن و صاحب قدرت شدن میتونن به بهانه‌ی حمایت از جنوب به جای اونها حرف بزنن و تصمیم بگیرن.گیلاک شخصیت با تجربه ایه که گرم و سرد روزگار رو چشیده و سعی داره چشم جنوب رو روی این واقعیت باز کنه ولی راهی که پیش گرفته اشتباهه. خشونت و تند مزاجی گیلاک اونو به یکی از شخصیت های شگفت انگیز کمیک تبدیل کرده و اینکه در بخش سوم، داستان با وجود اون به کجا کشیده میشه کلید ماجرا خواهد بود. با این حال من هنوز هم فکر میکنم چیزای بیشتری لازمه درباره ی طرح اصلی گفته بشه و ممکنه که بتونیم چیزای بیشتری از شخصیت گیلاک بفهمیم.

و اما چیزی که مطمئنم خیلی ها از بخش اول دارن درباره ش فکر میکنن... چجوری قراره آنگ و تاف همزمان وارد ماجرای کمیک بشن؟ یعنی اونا یهو از راه میرسن و سعی میکنن شرایط رو عوض کنن؟ یا به ساکا و کاتارا کمک میکنند که با شرایط بوجود اومده کنار بیان؟

بزارین بگم... تو این بخش کمیک قراره کلی صحنه خنده دار و بامزه ببینیم. البته به اون تاثیر گذاری که انتظارشو داشیتم نیست. درواقع تاف به عنوان نماینده ای از پالایشگاه آتش خاکی به جنوب اومده تا با مالینا و مالیک معامله کنه. پالایشگاه آتش خاکی هم داره با همون شعار اصلی تاف، مبنی بر پیشرفت که در کمیک «شکاف-رخنه» دیدیم به کارش ادامه میده. تاف بیشتر وقتش رو با ساکا میگذرونه و لحظه های کمدی داستان رو به وجود میاره که هممونو یاد قسمت «فراری» (فصل سوم - قسمت هفتم) در انیمیشن میندازه. البته اون در صحنه های نبرد هم مثل یک جنگجوی قوی حضور داره.

یک صحنه ی منحصر به فرد هم در یکی از صحنه های جنگ هست که به نظر من خنده دار میاد و تا اینجا یکی از خنده دار ترین صحنه هایی ست که در طول کمیک ها دیدیم. ولی از جزئیات ش حرفی نمی زنم تا خودتون بعد از انتشار کمیک ببینین. کلا میشه گفت تاف با حضورش کمیک رو دلنشین و خنده دار کرده ولی نقشش درماجرای داستان زیاد پررنگ نیست که واقعا جای تعجبه. یعنی در بخش سوم چیز بیشتری از اون در خارج از صحنه های نبرد هم خواهیم دید؟ 

من که فکر میکنم در بخش بعدی این موضوع معامله ی تجاری تاف با مالینا و مالیک به ماجرای کمیک اضافه میشه البته بعد از اینکه مسئله « کی کنترل منابع جنوب رو به دست خواهد گرفت؟» حل و فصل شد.

همینطور برای آنگ، سر صحنه رسیدنش بسیار عالی بود (مخصوصا کناره هم قرارگرفتن کاتارا و آنگ). ولی بدون درنظر گرفتن اون، درگیری اون در اینجا درست مانند تاف هستش. خارج از اینکه بخشی از تیم آواتار و بودن در نبرد ها، هنوز خیلی راه داره تا بتونه بر روی داستان تاثیر بزاره. اون هنوز فکرها و گفته های خودش رو درباره اینکه شمال چه کارهایی در جنوب انجام میده یا چه ذهنیتی نسبت به مالیکو و مالینا داره، چیزی نگفته. حتی صحبت خاصی با کاتارا درباره اینکه چی اتفاقی داره میفته نداریم. بیشتر صحنه اکشن و درگیری، درست قبل از اونه که آنگ با موضوع درگیر بشه و آنگ دیرتر به داستان میرسه و باید ادامه اون و خیلی چیز هارو در بخش سوم ببینیم.

نکته اخر درباره آنگ، علاقه شخصی من به نحوه طراحی آنگ هستش، با عبا و ردا، قد بلند خاص خودش اون بیشتر خودش رو به شکل یک آواتار نشون میده، شاید عجیب باشه ولی همه دیگه در این لحظه ها به صورت کامل اون رو یک آواتار میدونن. و همینطور تفاوت ها ظاهری و رفتاری که نسبت به پایان سریال داشتیم هم بسیار زیاد و موثره. نمیخوام درمورد واکنش ساکا و کاتارا نسبت به رابطه پدرشون هاکودا و مالینا چیزی رو لو بدم، تنها چیزی که میخوام بگم اینکه اونا بسیار زیبا به موضوع نزدیک شدن و درک کردن. واکنش اونها نه خیلی بسیار تند و محکم بود و نه بسیار آروم و منطقی که قبول کنن. توضیح دادن احساسات دقیق این شخصیت ها نسبت به موضوع این رابطه از بخشی از داستان جانبی، هم از مسائلی هستش که باید صبر کنیم تا کمیک بعدی نمایان بشه و اونا این مسئله رو حل چطور حل میکنن.

توضیح دادن بیشتر در مورد شخصیت های کاتارا و ساکا در این کمیک، کاتارا همچنان به عنوان یه شخصیت متمرکز و ساکا به عنوان یک شخصیت شوخ و کمدی، ولی همچنان این تواضع و تعادل میان این دو شخصیت وجود داره و این خواهر و برادر همچنان زوج خوبی هستن حتی در صحنه های مهم. در داستان همچنان سعی شده از اینکه ساکا و کاتارا رو در سمت مخالف داستان قرار بدن جلوگیری شده و این دو نمیخوان بین دو طرف، یک سو رو انتخاب کنن و مشکل رو از اون زاویه حل کنن. البته بخشی از این به نظرم کاتارا نقش مهمتری در این سری داره تا ساکا، و این هم خودش باعث تاسفه که چرا تاکنون ما آرک مخصوصی برای ساکا نداشتیم.

در این سری هم مقداری سعی شده تا ساکا بیشتر نشون داده بشه و همینطور موافقت های اون نسبت به پیشرفت روستا و همراه و هم نظر بودن اون با تاف هستش و همینطور درگیری های جالبی هم در این آرک داره. ولی همونطور که گفتم بیشترین تمرکز این آرک بر روی کاتارا هستش. همراه کاتارا تیم همچنان در حال بررسی نظریه های مختلف بر روی مالینا و مالیک هستن. و اینکه شمال در جنوب در حال انجام چه کاریه و اعضای تیم به خوبی این مشکل رو حل میکنن اون هم به صورت کاملا منطقی و درست. ولی خب همونطور گفتن و نشون دادن حرف و ذهنیت های کاتارا و مخالفت هاش برای تغییر دهکده و خونه هم جز حرف های کاتارا هستش. ولی خب در نهایت اون هم در کنار گیلاک قرار نمیگیره این موضوع کاتارا رو به طور شخصی در مشکل تشخیص خونه قرار میده و با اینکه اون میدونه تمام دنیا در حال تغییر هستش و تبدیل شدن خونش به چیزی که اون اصلا ذهنیتی بهش نداشت و همین موضوع این رو به عنوان یک مشکل درونی در کاتارا تبدیل میکنه و باعث درگیر شدن کاتارا با زندگی شخصیش میشه.

 برای همین هم هستش که من همچنان دوست دارم یک صحبت کلی و مهم بین آنگ و کاتارا انجام بشه درباره ی نحوه تغییر روستا و مدرنی سازه شدنش و توضیح اینکه آنگ همچنان در این تغییرات بزرگ دنیا سعی میکنه که معابد باد رو حفظ کنه و خوده آنگ چه حسی نسبت به این تغییرات داره، ما خوب میدونیم که چطور کاتارا کمک کرد تا ملت ها در کمیک قول کنار هم قرار بگیرن، و حالا این نوبت آنگ هستش که به کاتارا در مورد همون موضوع عینا نه مشابه ولی شبیه به اون کمک کنه. فکر نمیکنم که آنگ نیاز باشه که خودش به کاتارا جواب رو بده ولی گفتن و مطرح کردن خوده ذهنیت های آنگ باعث میشه تا کاتارا به سمت جلو بره و بیشتر این موضوع رو درک کنه که چه احساسی درباره تمامی این موضوعات داره.

یک نکته دیگه هستش که خودم نمیخوام ازش حرفی بزنم، ولی خب گفتنش واجبه، چیزی که بسیار مهم بود اینکه کمیک باید به صورت فلش بک و خلاصه اطلاعاتی درباره گذشته جنوب و اینکه چطور شمال و جنوب به دو قبیله تبدیل شدن بده، ما اطلاعات کلی رو داریم ولی اطلاعات جزئی و اینکه چطور دشمنی بین شمال و جنوب ریشه داره و همه چیز از کجا و چطور آغاز شد؟ نداریم. درست مثل کمیک دود و سایه که توضیح داده شده کموری کاگه از کجا اومدن و فلسفه اومدنشون از کجاست. به نظرم توضیح دادن این موضوح بسیار حائز اهمیت و باعث میشه ما بتونیم این مشکل رو دقیق تر بررسی کنیم و تمام اطلاعات جزئی رو کنار هم بزاریم تا این خط داستانی کامل بشه و همه از این آرک لذت ببرن. خب در مجموع یک کمیک بسیار خوب و عالی از دارک هورس داشتیم، ولی خب نه بی عیب و نقص، ولی میتونیم به وضوح بگیم که جین لوئن یانگ چطور شخصیت ها رو درک کرده و احساسات هر شخصیت رو از آرک های قبلی برای خودش درک و مشخص کرده.

تیم گوری‌هیرو همچنان ما رو تحت تاثیر قرار میده، با اصطلاحات و پس زمینه هایی که اونا در طراحی استفاده میکنن، واقعا چشمگیر هستن. به عنوان کسی که تا حالا به تعداد بسیار بالایی مانگا و کمیک خونده، هنر و طراحیشون همیشه من رو به خودش جذب میکنه، این هم برای آواتار بسیار خوبه. نقص های این آرک بر روی شخصیت های اصلی هستش، و گمون میکنم که بخش سوم همچنان باید اطلاعات بیشتری در اختیار قرار بده تا با جنبه های مختلف موضوع و داستان اشنا بشیم، مخصوصا برای حل کردن داستان و مشکل، ممکنه حتی اونا از قصد بخوان که این اطلاعات رو در بخش سوم بگن، ولی خب من همیشه این سری موضوعات رو در بخش دوم کتاب ها میگم، و من باور دارم بخش سوم داستان شمال و جنوب رو به صورت دقیق کامل میکنه.


سخنی با بازدیدکنندگان سایت دنیای آواتار: ممنونیم که نقد رو خوندید. در آخر تیم دنیای آواتار تمام سعیشو میکنه تا آخرین اخبار و کمیک‌ها رو پوشش بده. از همراهی شما هم خیلی ممنونیم. تمام سعیمون رو میکنیم تا از کمیک‌ها لذت رو ببرید! بدرود!


نظر شما چیه؟

با ما در بخش نظرات در میون بزارید!


مترجم : (آرین - فاطمه - صالح)

All Rights Resaved © AvatarWorld.Blog.ir 2017

(هرگونه کپی برداری و نقل قول از اخبار و مقالات این سایت تنها با ذکر نام سایت و نویسنده مجاز می باشد)